خرید بک لینک
بهانه ی عاشقانهدرست کردن دندانهاچندین سال بود ک دندانپزشکی نرفته بودم، از طرفی وحشت داشتم برم و بهم بگه باید چند تا رو بکشی و ایمپلنت کنی، چون دندانهای بالایی ب ظاهر پوسیدگی داشتن و میترسیدم، و هر صبح ک بیدار میشدم میگفتم پس تا کی باید ب این وضعیت دندونهام رسیدگی نکنم تا اینکه ی روز تصمیم گرفتم برم عکس بگیرم، و برم ب دکتر نشون بدم، دکتر هم‌گفت ک فقط باید پرکنی، و اون روز بهترین روز این چند وقت بود، که با ی پرشدگی حل میشه، و کلی خداروشکر کردم، نوبت گرفتم و امروز اولین دندونم رو که باید پر میکردم

برچسب: نویسنده: سجاد خوشنام تاريخ: چهارشنبه 24 تير 1405 ساعت: 11:18

بهانه ی عاشقانهمختص خانمهااینا رو در نظر بگیرید که وقتی بچه دار شدم و سنم حدود ۳۲ شد از ظاهر خودم ناراضی بودم، از بینی ام از گودی زیر چشمم، از موهام، از پوستم، از چین و چروک هام و از یکسری چیزهای ظاهری دیگه...امسال تونستم با درآمدی که داشتم به خودم برسم و میخوام برای شما هم بنویسم شابد بهش فکر کنید و زودتر از من انجامش بدین، شاید اگر زودتر به این نتیجه می‌رسیدم الان بهتر از قبل بود...اولین کاری که کردم قرص آهن خریدم، و روزی ۱ عدد قبل از صبحانه میخورم، بعد قرص امگا۳ که هفته ای ۳ بار یک روز درمیون

برچسب: نویسنده: سجاد خوشنام تاريخ: چهارشنبه 24 تير 1405 ساعت: 11:18

بعد از اینکه دیدم چقدر خانمها به خودشون میرسن و من از این قافله عقب موندم، رفتم و برای سوراخ دوم گوشم که تازه زده بودم ی گوشواره ی کارتیه خریدم، و اون یکی هم ی گوشواره ی میخی انداختم. دیدم ی چیزی توی گردنم خالیه، هر روز هرشب به طلایی که میخواستم بخرم فکر کردم تا اینکه یهو گفتم برم ی زنجیر بخرم، البته شانس من تو گرونی قبل از توافق بود ولی به آرزوم رسیدم. خداروشکر بازم توی برنامه ام قرار دادم که برم ی پلاکی ک دلم میخواد هم بخرم.

برچسب: نویسنده: سجاد خوشنام تاريخ: چهارشنبه 24 تير 1405 ساعت: 11:18

سلام امروز فراموش کردم خدا رو شکر کنم، همین الان یادم اومد. خدای عزیزم برای همه ی نعمتهایی که بهم دادی و ازم گرفتی شکرت. خیلی ها آرزو دارن جای من باشن. دیشب یهو وقتی داشتم صورتمو میشستم یاد دوستم افتادم که شهریور ماه فوت کرد، چقدر دوسش داشتم، چقدر قلبش بزرگ بود، چقدر مریض بود و هر سری ک بهش پیام میدادم میگفتم تو بیماری رو شکست دادی! دختر ۶ ساله ات بی مادر شد! این بچه از مادر چیزی نفهمید. خدایا برای این دختر حسابی جبران کن، جای خالی مادرش با هیچ چیز پر

برچسب: نویسنده: سجاد خوشنام تاريخ: چهارشنبه 24 تير 1405 ساعت: 11:18

یه بخشی توی مغز هست که دنبال یه موقعیت مناسبه تا یادآوری کنه که میشه خاطرات گذشته رو که برای من خیلی جذاب هست دوباره مرور کنی؟ و وقتی ازش بپرسی چرا! میگه حالم خیلی خوب میشه. میگه باعث میشه هورمون شادی توی خونت ترشح کنم! میگم اتفاقا برعکس بغضی میشم ک

برچسب: نویسنده: سجاد خوشنام تاريخ: چهارشنبه 24 تير 1405 ساعت: 11:18

زمان به شدت و به سرعت میگذرد، من اما در بهت اینم که چگونه این همه زود بزرگ شدم! کارها یکی پس از دیگری انجام شدن، اتفاقا یکی پس از دیگری رخ دادند! هنوز اما من... این کاری رو که انجام میدیم که چند ماه دیگه اینجا مینویسم حتی در انتهایی ترین بخش از مغزمون هم خطور نمی‌کرد که این چنین برای ما رخ بدهد! خلاصه که انگار شده و باز ما همه حیران هستیم. نمیدانم ب تو چه گذشت! احتمالا تو هم حرفهایی برای گفتن داشته باشی! من که پر از اتفاقم، پر از چیزهایی که برای خودم

برچسب: نویسنده: سجاد خوشنام تاريخ: چهارشنبه 24 تير 1405 ساعت: 11:18

بهانه ی عاشقانهتنهایی ۲برعکس اوایل، دیشب بدون گریه از نبودنت خوابیدیمعادت کردیم، خداروشکر ک عادت کردیم چیه آخه زنه گنده بشینه گریه کنه!۳ تایی رفتیم روی تخت خوابیدیم صبح ک بیدار شدم از خودم پرسیدم من دیشب کی خوابم برد؟!تو هم راحت خوابیده بودی.خداروشکر برای وجودت برای بودنت برای حضورت.شب قبل رفتنش به سفر، اومدم ک پیشش بشینم، پسر گفت؛ بابا هم که دوست داره همش مامان و بغل کنه، از اون سمت دخترک وروجک بدو بدو اومد و گفت؛ حداقل یکم دخترت رو بغل کن.من که از حرفی که پسر زده بود خجالت کشیده بودم فاصله گرف

برچسب: نویسنده: سجاد خوشنام تاريخ: چهارشنبه 24 تير 1405 ساعت: 11:18

بهانه ی عاشقانه

جنوب

تو رو خدا ب جنوب نزن!

داغ مادران شهدای جنوب هنوز تازه است.

هنوز خیلی از بچه های جنوب مفقود الاثرن

آمارگیر وبلاگ


کد آهنگ

برچسب: نویسنده: سجاد خوشنام تاريخ: چهارشنبه 24 تير 1405 ساعت: 11:18

صفحه بندی